شايد وقتي اين مطلب را مي خوانيد ديگر حال و هواي عيد و طبيعت و اين حرفها از سرتان پريده باشد و دوباره ياد كار و ترافيك و گرفتاريهايتان افتاده باشيد ولي من مي خواهم يك بار هم كه شده با يك فلاش بك شما را به ياد كاري كه در روز طبيعت با طبيعت كرديم بياندازم ، توضيح اينكه تصاوير زير از تالابي واقع در خارج از شهر آستاراست كه در روز طبيعت آنجا بودم:

ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وآن مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت ...